راهنما

ادبيات و ادبيات کودکان
ادبيات و ادبيات کودکان
محمد فاضل شریفی (پژوهشگر و تاریخ نگار ادبیات کودکان افغانستان)

ادبیات:
ادبیات به مثابه یکی از والاترین و در عین حال پردامنه ترین دانش های بشری، از اوانی که انسان ها پا به عرصه هستی گذاشته اند مورد توجه و تتبع آن ها بوده و توانسته است بار عظیم اندیشندگی را به دوش کشیده و وسیله ای برای ثبت و ضبط حالت ها و وضعیت های گوناگون آنها در روند حیات باشد.

به سبــب اهمیت و ارزش به سزایی که این دانش برتر داشته است، انسان ها همواره بر آن بوده اند تا برای شناسایی و درک هرچه بیشتر ماهیت و اهمیت آن به تفکر و تعمق پرداخته و تعریف جامع و مانعی از آن به دست بدهند. واژه ادبیات در فرهنگ ها و لغت نامه ها جمع ادبیه و منسوب به ادب خوانده شده و عبارت از دانش هایی است که متعلق به ادب می باشد یا علوم و آثار ادبی را شامل می شود.(۱)
این کلمه در برابر واژه ی یونانی «لیتررا» به معنای تمام آثار ادبی یک ملت، یک کشور و یا یک دوره است که در آن شاخه هایی مانند: ادبیات شفاهی و مکتوب، مختصات ادبی، داستان ها، سرودها و روایات مرتبط با رسوم و آداب مردمان و بالاخره ادبیات تطبیقی با همه شاخه ها و ریشه های خود شامل می باشد.(۲ )
از نقطه نظر زیبایی شناسی، ادبیات هنر بیان نیات به وسیله زبان یا کلمات خوانده شده است (۳) که تمام ذخایر و مواریث فکری و ذوقی اقوام و ملت ها را شامل می شود که از رفته گان به جامانده و باز آمدگان همواره بر آن چیزی خواهند افزود. (۴) تا اینکه برای همیشه باعث استفاده و وسیله یی برای التذاذ و تمتع جهانیان باشد.
 ازاین جهت که ادبیات دارای زبان و اهداف متفاوت بوده و زبانِ ادبیات که وسیله انتقال افکار و احساسات مردم به همدیگر می باشد، به شکل های متفاوت و برای تامین ارتباط بین افراد با اختلاف های فردی گوناگون به کار می رود؛ تعریف واحد آن نیز به آسانی امکان پذیر نیست. ژان پل سارتر، آن را مجموعه یی از تظاهرات هنری ملت ها و اقوام نامیده که در قالب کلام هستی می یابد.(۵)
به باور دیگر: ادبیات یک اثر هنری خلاق خوانده شده است؛ اثری که هنرمندی آن را می پردازد و تنها یک فرضیه، یک تصور و یا یک نظام فکری خاص نیست، برای اینکه فرضیه ها، انگارها، تصورات و نظام های فکری خاص به ساحت آن ره یافته و آن را شکل می بخشند.
ادبیات را اهم ترین پایه هنر باید شمرد، زیرا سایر رشته های هنری همه تحت تاثیر آن قرار می گیرند و«ادبیات گاه با تاریخ هم می آمیزد، ولی از تمدن جدایی پذیر نیست و تاثیر تمدن و فرهنگ در آثار ادبی هر قومی به وضوح مشاهده می شود.»(۶)
آقای محمد رابع حسنی ندوی، یکی از متفکرین اسلامی، در اثر خویش «ادبیات از نظر اسلام» آورده است، ادبیات زندگی را به نمایش می گذارد و آن را به تصویر می کشد و برای خواننده و شنونده اش تصاویری را عرضه می کند که جلوه های رنگارنگ در آن بازتاب یافته است، در ادبیات زیبایی های جهان هستی و حیات و اشکال متنوع آن ظاهر می شود. تا جایی که اگر نگاه مستقیم به زندگی برای مان مساعد نگردد، می شود آن را در آیینه ادب، با وضاحت تمام به نظاره گرفت.(۷)
چنانکه می دانیم «انسان از طریق ادبیات به مهمترین پدیده های حیات و درک زیبایی های آنها دست می یابد. هر چند پدیده های واقعی و عمق آن ها را به صورت مستقیم هم می توان درک کرد، اما فهم و ادراک آن ها از طریق ادب بسیار زیباترو قویتر از ادراک و دریافت مستقیم آن و از طریقِ غیر از ادبیات است.
«آنجا که پدیده های واقعی و اعمال و رفتارها از نظرغایب می شوند، ادبیات جایگزین آنها می گردد. گستره ادب به گستردگی تمام حیات و ابعاد گوناگون آن وسعت و پهنا دارد.»(۸)
ادبیات به سبب رسالت بزرگی که در زندگی بشر دارد، اهداف و مقاصدش نیز باید بزرگ و برین باشد، زیرا «یکی از مقاصد ادبیات خود شناختن است. انسان می خواهد خود را بشناسد و وجود خود را توجیه کند، انسان اندیشمند در این تأملات در می یابد که در سرنوشت جسمانی از نظر نیاز به خورد و خواب و شهوت شبیه حیوان است و جنگ و خونریزی، دزدی، حرص و درنده خویی از همین عنصر خاکی او ناشی می شود. او در جستجوی انسانیت به عنصر معنوی اندیشه که منشأ آگاهی و تمییز است می رسد و نیروی اندیشه را در دو مسیر به کار می گیرد، یکی برای رفع نیازمندی های مادی و دیگری برای تعالی و حیثیت بخشیدن به روحش و به همین هدف دست نیاز به سوی ادبیات دراز می کند و از آن کمک می طلبد.»(۹) بنا بر آن ادبیات به عنوانِ اثر مصنوع  و هدفمند به دنبال دو هدف عمدة ذیل می باشد: نخست بر آورده ساختن نیازهای انسان به تفکر و ژرف نگری و دوم زمانی که یک اثر هنری ضرورت انسان را برای ابراز احساسات و عواطف او از دنیای بیرون رفع نمود باید برای آیندگان نیز منشأ و سرچشمه ای برای خلاقیت های بعدی باشد.
با نگرش گذرای فوق در مورد مسؤولیت ها و اهداف ادبیات چنین نتیجه می شود گرفت که ادبیات در کلیت امر و بدون رویکرد به سن، جنس، رنگ، نژاد، زبان و سایر تفاوت ها؛ صرف برای تعالی روح آدم ها به میان آمده است تا هرکدام مطابق برداشت و استعداد و ذوق خویش از آن استفاده نمایند وبه همین سبب است که بشریت در هر دوره ای از حیات به آن نیاز دارد.
ب- ادبیات کودک:
 صرف نظر از تقسیماتی که برای ادبیات از نظر محتوا و سایر ابعاد آن قایل شده اند، ادبیات را از لحاظ ماهیت ساختمانی آن، در هیأت دوگانه ی ادبیات بزرگسالان و ادبیات کودکان مشاهده می نماییم، که در این بخش مکث کوتاهی درباره تعاریف، ویژگی ها و برخی دیگر از مختصات ادبیات کودک خواهیم داشت تا نقاط تشابه و تقابل آن را با ادبیات بزرگسالان دریابیم.
قبل از تعریف ادبیات کودک مهم است تا به طرح این پرسش پرداخت که دوران کودکی یعنی چی؟ زیرا ادبیات کودک با پیدایش دوران کودکی و مفهوم کودکی شکل می گیرد.
این نکته را نباید از یاد برد که مفهوم بیولوژیکی و اجتماعی کودکی دو موضوع جدا ازهم می باشند، دوران بیولوژیکی کودکی و مفهوم آن همزمان با و همزاد با خلقت بشر بوده و قسمتی از دوران رشد جسمانی هر فردی از بشریت است، اما مفهوم اجتماعی کودک محصول جامعه ی رشد یافته ی امروزی می باشد. به گونه یی که برخی از پژوهشگران این عرصه در یافته اند: «کودکی یک مفهوم جدید است و نباید آن را با مفهوم بیولوژیکی این کلمه اشتباه کرد ... از گذشته ها و حتا تا یکی دو قرن اخیر، همین که کودک می توانست دامن مادر را رها کند دیگر کودک به شمار نمــــــی آمد( رواج داشتن همین تعبیر در جامعه ی ما باعث شده است تا اینگونه پندارهایی نیز شکل بگیرد:
طفلی و دامان مادر خوش بهشتی بوده است
تا به پای خود روان گشتیم، سرگردان شدیم)
... در اروپا تاهمین دو سده ی پسین در سن و سالی که اطفال تازه به مکتب می روند از کودکان انتظار می رفت تا به جرگه بزرگسالان بپیوندند و همچون بزرگسالان عمل کنند. (متأسفانه در کشور ما تا حالا نیز همین تصور بر اذهان بزرگان حاکم است و در خانواده هایی که مشکل اقتصادی دارند کودک به عنوان نان آور خانواده تلقی شده و بدون اینکه از کوچکترین حقوق کودکی خویش آگاهی داشته یا استفاده نماید از بام تا شام مجبور است تا همانند بزرگسالان عرق ریخته و برای زنده ماندن تلاش نماید.)
در اروپا، در جامعه صنعتی بود که دوران و مفهوم کودکی پدید آمد و به کودکان امکان داد تا سال های طولانی تری را فارغ از کار و مسؤولیت های اجتماعی به سر برند و این امر برای آنها دوران کودکی را پدید آورد.»(۱۰)
پس از اینکه دنیایی به نام دنیای کودکی شناخته شد، ادبیات کودک به مفهوم امروزی شکل گرفت – البته یادکرد این مهم نیز ضروری است که لالایی های مادرانه و برخی دیگر از سرودهای فلکلوریک شفاهی که از هزاران سال و شاید اندکی بعد از خلقت بشر شکل گرفته اند و طی آن ها بیشتر آرزوها و امیال مادران از کودکان شان مطرح شده است و امروز بخشی از ادبیات کودک خوانده می شوند جدا از ادبیات رسمی کودک و پیدا شدن مسأله اجتماعی کودک اند.
آنچه درباره ی تعریف ادبیات کودک می توان نگاشت این است که در تعریف کلی، ادبیات کودک از ادبیات بزرگسالان تفاوتی ندارد، بدین معنا که از نگاه کیفیت نباید ادبیات کودک نسبت به ادبیات بزرگسالان سطح نازلتری داشته باشد؛ بلکه به این جهت که این ادبیات برای کسانی آفریده می شود که تجارب آنها محدود بوده تهداب زندگانی شان شکل می گیرد، باید عالیتر و سازنده تر باشد.(۱۱)
یکی از پویندگان این عرصه باور دارد:«ادبیات کودک به مجموعه یی از آثار و نوشته هایی باید گفت، که به وسـیله نویسندگان و متخصصـین برای مطالعه آزاد کودکان تهیه می شود و در همه آنها ذوق و سطح رشد و نضج کودکان مورد توجه است.»(۱۲)
 با وارد شدن به دنیای کودک می بینیم که این دنیای ساده و صمیمی به مواد و مصالحی نیاز دارد که نیروی تخیل آنها را رشد دهد و آن ها این مواد مورد ضرورت را از داستان ها، سروده ها، قصه ها، نقاشی ها و سایر آفریده های هنری به دست می آورند و در مطابقت با توانِ احساس و ذهن خویش به انباشتن آن در بیشه های اندیشه خویش همت می گمارند.
کودک هنگامی که خواندن و نوشتن را فرا گرفت و توانست از آفریده های ادبی که برای او پدید آمده اند استفاده نماید، این انتظار را دارد که آثار ادبی یاد شده برای او روزنه های دنیایی پر از اعجاز و هیجان را بگشاید، جهانی را بیافریند که نیرو و تخیل کودک را نیرومند سازد.(۱۳)
پرسش مهمی که در روند تعریف یابی برای ادبیات کودک درخور ارزش می باشد، این است که این ادبیات را باید ادبیات کودک خواند و یا ادبیات برای کودک؟
دکتر رازق رویین یکتن از نظریه پردازان معاصرِ کشور در زمینه ی ادبیات کودک، ضمن دسته بندی این دو نوع ادبیات؛ نگاشته است: «ادبیات برای کودکان ادبیاتی است که توسط بزرگان برای کودکان آفریده می شود و ادبیات توسط کودک، ادبیاتی است که توسط خود کودک ایجاد می گردد.» (۱۴)
به پندار موصوف، مهمترین بازتاب نوعِ دومی بخشی از ادبیات شفاهی و عامیانه کودکان است که در جریان بازی های کودکان به وسیله خود آن ها ابداع می شود، مانند برخی از بازی های منظوم، پاره یی از ترانه ها و نمایشنامه های دسته جمعی (۱۵)؛ اما یاد کرد این مسأله را نباید از یاد برد که ادبیات آفریده شده ذریعه کودکان بنا بر محدودیت های ذهنی و تجربی و زبانی یی که کودک در همان مقطع از حیات خود دارد نهایت محدود بوده و از جانبی هم دخالت بزرگان در زبان کودکان شک و گمان رادر مورد واقعی بودن آفرینش آثار محدود یاد شده توسط کودک  ایجاد می نماید. به همین علت است که باید هردو بخش را ذیل عنوان ادبیات کودک مطالعه نمود و این تعریف را نیز پذیرفت که «ادبیات کودک مجموعه یی از آفریده های نوشته ناشده (عامیانه و شفاهی ) ونوشته شده (تحریری و مکتوب) است که وابسته به کودکان می باشد.»(۱۶)
پس از مرور نکات و تعاریف یاد شده در مورد ادبیات کودک، بایسته است تا برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع، اهمیت توجه به این ادبیات، اصول، اهداف و ویژ گی های آن را نیز به گونه مختصر به کاوش بگیریم:
الف- اهمیت توجه به ادبیات کودک:
اهمیت دادن به ادبیات کودک، اهمیت دادن و ارزش بخشیدن به یک آینده روشن برای بشریت است؛ زیرا ادبیات کودک زیر بنای تحولات ذهنی، فکری، اجتماعی و علمی آینده سازانِ جامعه می باشد. به همین سبب توجه به ادبیات کودک از جهات زیر درخور اهمیت است:
۱- پدید آوردن میل و نیروی کنجکاوی در کودکان برای اندوختن تجارب و معلومات نوین در مورد موضوعات گوناگون؛
۲- کمک به آموزش و یاد گیری زبان؛
۳- تقویت و وسعت یافتن نیروی تعبیر و بیان در خواندن و نوشتن؛
۴- تقویت، تربیت و رهبری قدرت اندیشه توسط خواندن و بیان نمودن قصه ها و داستان های گوناگون؛
۵- آشنا ساختن غیر مستقیم کودک به دنیا و محل زنده گی اش؛
۶- تقویت و انکشاف تمایلات کودکان؛
۷- راهنمایی اخلاق کودک بدون کدام اجبار و یا اینکه ضرورت به تشویق و یا تنبیه داشته باشیم؛
۸- تقویت و انکشاف علاقه او به زندگی اجتماعی و همکاری صادقانه و صمیمانه با دیگران؛
۹- ایجاد اعتماد به نفس و استقلال بخشیدن به شخصیت او؛
۱۰- برآورده ساختن برخی از ضرورت های ذهنی و عاطفی؛
۱۱- سوق دادن عادت او به کتابخوانی در دوران کودکی؛(۱۷)
ب- اصول ادبیات کودک:
بنا به تعبیری، ادبیات خود بر دو اصل بنا نهاده شده است: «نخست اصالت موضوع؛ یعنی تازه بودن مطلب و یا داشـــــــــتن نگرش و دید تازه و نو نسبت به یک موضوع کهنه و دوم، تناسب قالب با محتوا، هم آهنگی محتوا با سبک نگارش و موضوع مورد بحث.»(۱۸) اما آنچه درباره اصول ادبیات کودک می شود گفت، این است که ضمن رعایت اصول فوق، اصل دیگری را نیز ضروریست تا به ادبیات کودک افزود و آن این است، که باید به یاد داشت، ادبیات کودک برای کودک آفریده می شود و از اینکه استفاده کنندگان این آثار در مرحله رشد فکری و عاطفی قرار دارند، بنا بر آن آفریننده اثر باید پیام رسان نیز باشد و به وسیله پیام های عالی و سازنده خود به رشد همه جانبه شخصیت آنها ممد واقع گردد.(۱۹)
ج- اهداف ادبیات کودک:
اهداف مهم و بنیادین ادبیات کودک را به گونه ذیل می توان دسته بندی نمود:
۱- شناخت محیط زندگی، اعم از خانه، کوچه، مکتب، کشورو...؛
۲- شناخت جامعه و ارزش های آن؛
۳- شناخت طبیعت؛
۴- به وجود آوردن احساس و ادراک زیبایی شناسی؛
۵-پدید آوردن عادت به خوانش و مطالعه؛
۶- آماده ساختن آن ها برای زنده گی درآینده؛(۲۰)
در کنار نکات یاد شده باید هدف ادبیات کودک این باشد که محدودیت ها و کمبودهای کتاب های درسی را از نقطه نظر موضوعات تأمین نموده، اوقات فراغت شاگردان مکاتب را مفید و سودمند بسازد و در کنار آن معلمین دوره های کودکستان، ابتداییه و متوسطه را در امر تعلیم و تربیت معاونت کند.
د-: ویژگی ها و مختصات ادبیات کودک
آنچه را به عنوان ویژگی ها و مختصات ادبیات کودک می توان بر شمرد این است که 
۱- اسلوب نگارش در این نوع آثار باید مبتنی بر سادگی و روانی باشد تا خوانندگان از مـــــــــسایل ساده و عادی به سوی درک و دریافت موضوعات مهمتر و پیچیده تر رهنمایی شوند.
۲- شکل و محتوای آثار بدیعی برای کودک پیوند عمیقی با سن و سال و روانشناسی آن ها داشته باشد.
۳- موضوع اساسی ای را که تعقیب می نماید، جهت آگاهی دهی برای کودکان باشد و با استفاده از ادبیات عامیانه و نوشتاری این مأمول را بر آورده سازد.
۴- ویژگی های اخلاقی باید از مختصات مهم آن باشد، اما نباید به شکل پند و نصیحت و به نحوه ای دلگیر کننده ارایه شود؛ زیرا پند و نصیحت خشک را حتا بزرگسالان نیز نمی پذیرند، از این رو کودکان از آن سخت بیزار اند. به تعبیر دیگر آن ها در کرکتر نویسنده و شاعر خویش مربی و رهنما نمی خواهند، بل دوست ِ غمخواری را می خواهند دریابند که برای آنها سروده ها، قصه ها و داستان های شیرین و به یاد ماندنی ای را بگوید.(۲۲)
     در جنب ویژگی هایی که ذکر شد باید بیشترین سعی بر آن باشد تا کتاب هایی که برای کودکان پدید آورده می شوند به شکل مصور آراسته گردند، قدرت تصویر در امر سرگرم ساختن، انتقال مفاهیم، آموزش و لذت بخشیدن به آن ها بسیار سازنده و حتا جادویی است.
ازسوی دیگر آثاری که در زمینه ادبیات کودک خلق می شوند باید به زبان، تخیل، بیان و تجربه های آنها همسویی داشته باشد و از آنچه که سبب یأس، بدبینی، نفرت و بدخواهی برای آنها میگ ردد به طور جدی اجتناب به عمل آید.
اگر آرزو و خواست ما حمایت و کمک واقعی کودک می باشد، پس ضروری است تا با آن ها زندگی نماییم ، خصوصیات روحی آن ها را بشناسیم و این را بدانیم که آنها چه چیزهایی را دوست دارند. پس بهتر است برای هر دوره ای از کودکی که اثری می آفرینیم سن و سال آن دوره را در نظر گرفته و متوجه باشیم که برای همان کودک و در همان مقطعِ حیاتش شعر بسراییم و یا داستان و قصه و ترانه بپردازیم؛ این سخن را به خاطر داشته باشیم که اگر ما تجارب پر شماری از زندگی داریم آنها به همین راحتی و بدون مرتکب شدن اشتباه و خطایی به دست نیاورده ایم و اگر خطاها و اشتباهات کودکی را نمی داشتیم به سن و سال کنونی خود نمی رسیدیم و اینک که رشد ما کامل شده است، نباید از آنها این انتظار و توقع را داشته باشیم که باید به مانند ما بیندیشند یا به مانند ما عمل نمایند.
با ذکر موارد فوق، تعریف ادبیات کودک، مختصات، اهداف، اصول و اهمیت آن به این نتیجه می رسیم که در کلیت امر هر تعریفی که در مورد ادبیات و به صورت اعم صدق کند می تواند شامل ادبیات کودکان نیز باشد؛ اما تفاوتی که میان این دو وجود دارد همان تفاوتی است که میان امیال، خواست ها و امکانات کودکان با بزرگان وجود دارد. (۲۲)
مراجع و منابع:
۱- فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه ادبیات.
۲- طاهره جعفرقلیخان، ادبیات کودکان، نشر دانشگاه پیام نور، تهران:۱۳۷۷،ص۱.
۳- دکتورحسین رزمجو، انواع ادبی، ویرایش سوم ، چاپ چهارم ، انتشارات رز، تهران : ۱۳۸۳ ، ص۲۴. 
۴- ژان پل سارتر، ادبیات چیست ، ترجمه ابوالحسن نجفی، انتشارات زمان، تهران:۱۳۸۴: ص۶.
۵- دکتر عبدالحسین زرین کوب، نقد ادبی، جلد دوم، انتشارات امیر کبیر، تهران:۱۳۷۱،ص۸.
۶- منوچهر علی پور ، آشنایی با ادبیات کودکان ، انتشارات فردوس، تهران:۱۳۷۸،ص۱۳.
۷- محمد رابع حسنی ندوی ، ادبیات از نظر اسلام، مترجم شهباز محسنی، انتشارات شیخ احمد جام، تهران:۱۳۸۵،ص۱.
۸- همانجا ص۲.
۹- ویلیام. جی. گریس، ادبیات و بازتاب آن، ترجمه بهروز عزوبدفتری، انتشارات فروزش، تهران:۱۳۸۱،ص۸.
۱۰- کمال پولادی ، بنیاد های ادبیات کودک ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چاپ اول، تهران: ۱۳۸۴،صص۵۱-۵۲.
۱۱- منوچهر علی پور، همان اثر، ص۱۳.
۱۲- همانجا.
۱۳- سید داوود زهدی، درباره ادبیات کودک، انتشارات ریاست کودکستان ها، مطبعه دولتی، کابل:۱۳۶۶،ص۲.
۱۴- رازق رویین، درباره ادبیات کودکان، لکچر های آموزشی برای نخستین کنگره نویسنده گان جوان، انتشارات پوهنتون کابل، ۱۳۶۲،ص۸۲.
۱۵- همانجا.
۱۶- همان اثر، همان صفحه.
۱۷-  منوچر علی پور، همان اثر،صص۵۵-۵۶.
۱۸- همان ،ص۱۵.
۱۹- همان.
۲۰- پویا فاریابی ، در باره ادبــــیا ت کودکان و نو جوانان، ضمیممة مجلة عرفان، کابل :۱۳۶۴ ،ص۷۸.
۲۱- رازق رویین ، ویژه گیهای سنی در آفرینشهای ادبی کودکان ، مجله خراسان اکادمی علوم افغانستان ، ، ش۲۲، جورا – سرطان۱۳۶۴. صص۵۱-۵۲.
۲۲- منوچهر ترکمان، شعر شکوفه ها ، انتشارات مدرسه ، چاپ هفتم ، تهران:۱۳۷۱،ص۱۶.

کلیدواژه: 
ادبیات,ادبیات کودک,ترانه,ادبیات شفاهی