آنتونی براون تصویرگر و نویسنده انگلیسی است که تاکنون بیش از چهل کتاب به چاپ رسانده است. او نخستین تصویرگر انگلیسی برنده جایزه هانس کریستین اندرسن است. افزون بر این تاکنون دو بار جایزه کیت گرین وی و سه بار جایزه امیل را از آن خود کرده است.
كتاب های براون به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده اند و تصاویر كتابهایش در نمایشگاه های داخلی و بین المللی بسیاری شركت كرده اند.
آنتونی براون در سال ۱۹۴۶در شفیلد انگلستان زاده شد. زمانی كه یك سال داشت خانواده اش به دلیل افتتاح میكدهای در بردفورد به این شهر كوچ كردند. براون در رابطه با این محل كسب و كار خانوادگی می گوید: "آن گونه كه به من گفته اند، گویا در خردسالی بر روی پیشخوان و یا میزهای میكده پدرم میایستادم و برای مشتریان داستان هایی در مورد شخصیتی خیالی به نام تَكلِ خنگِ گنده تعریف میكردم. اما چیزی كه خود به یاد می آورم این است كه بخش عمده ی كودكیم را به همراه برادر بزرگترم مشغول ورزش، جنگیدن و نقاشی بودم." او در كودكی به هنر علاقه فراوانی داشت و غالباً به همراه پدرش به طراحی و نقاشی می پرداخت. او هم چنین در مدرسه راگبی، فوتبال و كریكت بازی میكرد و آرزو داشت تا در بزرگسالی روزنامه نگار، طراح كاریكاتور یا مشتزن شود.
براون به دبیرستان كلكیتون رفت و در هفده سالگی وارد كالج هنر لیدز در رشته طراحی گرافیك شد. در این زمان بود كه در زندگانی او تغییر بزرگی روی داد. او در مورد این اتفاق میگوید: "من تازه به تیم راگبی دعوت شده بودم، امری كه بسیار برایم مهم و حیاتی بود، چرا كه برادر بزرگترم نیز در همین تیم بازی میكرد. پدرم به تماشای بازی ما آمده بود. با هم به خانه برگشتیم و پدر مرد. به طرز وحشتناكی در نیم ساعت جان باخت، سكته كرد، آن هم در برابر چشمان من." از دست دادن پدر تاثیری شدید و عمیق بر روی براون گذاشت. در پایان دوران تحصیل براون تصمیم گرفت تا به عنوان نقاش و طراح مشغول كار شود. اما به دلیل دشواری های اقتصادی با دیدن آگهی استخدام درمانگاه سلطنتی منچستر به عنوان تصویرگر پزشكی مشغول به كار شد.
او سه سال به این حرفه مشغول بود، هنگامی که احساس کرد این كار به دلیل واقعگرایی بیش از حد، حس تخیل و فانتزی او را ارضاء نمیكند، تصویرگری پزشكی را ترك و به عنوان طراح كارتهای تبریك مشغول به كار شد. او حدود پانزده سال برای گالری گردُن فریزركارت تبریك طراحیكرد. آنتونی براون در سال ۱۹۷۲ به جنوب انگلستان و به رمزگیت رفت. پس از مدت كوتاهی با ویلونیست محلی آنجا جین فراكلین آشنا شد و ازدواج كرد. حاصل این ازدواج دو فرزند است كه هر دو دانش آموخته ی رشته ی هنر و موسیقی هستند. در همین دوران او شماری از كارت های تبریك و طراحی های خود را برای ناشران كتاب كودك فرستاد و برای نخستین بار با جولیا مكری آشنا شد، فردی كه از آن پس تا كنون ویراستار و مدیر برنامه های او است.
براون در ۱۹۷۶ نخستین كتاب خود را با نام از خلال آیینه ی جادو، به چاپ رسانید. این كتاب چندان مورد توجه قرار نگرفت، هرچند كه هنوز هم تجدید چاپ می شود. پس از آن كتاب پیاده روی در پارك را نوشت و تصوگری كرد (كتابی كه پس از بیست سال آن را بازآفرینی كرد و با عنوان صداها در پارك به چاپ رساند). پس از آن كتاب شكار خرس را چاپ كرد، كتابی كه از نظر تجاری و اقتصادی موفق تر از دو اثر قبل بود. اما كتابی كه نقطه ی اوج و آغاز دنیای حرفه ای آنتونی براون به حساب میآید گوریل نام دارد. كتابی كه در سال ۱۹۸۳ به چاپ رسید و اولین مدال كیت گرینوی را برای او به ارمغان آورد. براون بار دیگر در سال ۱۹۹۳ به خاطر كتاب باغ وحش مدال كیت گرینوی را به دست آورد. علاوه بر آن جایزه ی امیل را نیز سه بار به دست آورد. ابتدا برای گوریل در سال ۱۹۸۳، سپس برای آلیس در سرزمین عجایب در ۱۹۸۸ و در نهایت برای كتاب صداها در پارك در سال ۱۹۹۸. مهم تر آن كه در سال ۲۰۰۰ به عنوان نخستین تصویرگر انگلیسی به سبب سالها تلاش و خلاقیت در زمینه ی ادبیات كودك، موفق به دریافت جایزه ی جهانی هانس كریستین اندرسن شد. این جایزه برجسته ترین جایزه ای است كه به مجموعه آثار یك نویسنده یا تصویرگر كتاب كودك اختصاص مییابد و آنرا نوبل كوچك نیز مینامند.
او در مورد تصاویر كتاب هایش و مخاطبان می گوید: "من این ایده را كه به نام تصویرگری برای كودك، كتابی بسازم تا بزرگسالان از آن خوششان بیاید و لذت ببرند، دوست ندارم. خوانندگان كتاب های تصویری من طیف وسیعی از گروه های سنی هستند، با قابلیت های متفاوتی از خواندن متن یا درك تصویر. بنا بر این من دوست دارم تا چیزهایی را در تصاویر كتاب یا متن هایم بگذارم تا كشف شوند. افراد با سنین متفاوت، كودكانی كه قدرت درك ادبی یا بصری بالاتری دارند یا كودكانی كه یك كتاب را بیش از ۳ یا ۴ بار بخوانند، می توانند این عناصر را كشف كنند و از این یافته ها به فراخور سنشان لذت ببرند. من می دانم كه كودكان در بیشتر موارد كتاب ها را به همراه بزرگترهایشان می خوانند. بزرگسالانی كه به دلیل فعالیت های روزانه خسته و كسل هستند. آن ها اگر از كتابی كه برای كودكانشان میخوانند لذت نبرند و به هیجان نیایند، خستگی و كسالت خود را به كودكان نیز انتقال خواهند داد. بنابر این در تصاویرم سعی بر آن دارم تا نكاتی قابل دیدن و كشف برای تمامی گروه های سنی قرار دهم تا بزرگسالان نیز هنگام خواندن كتاب ها از آن لذت ببرند و علاقه ی خود را به كودكان انتقال دهند."